غرنامه (1)

ادامه نوشته

یلدای 90

 

ادامه نوشته

بالاتر از جنون (3)

 

ادامه نوشته

شادی من*

سربه سرش میذارم که یه کم حال و هواش عوض شه. که یه چند دقیقه ای یادش بره که مریضی برادرش دوباره پیشرفت کرده. یادش بره که باز حمله عصبی مادرش شروع شده. یادش بره که چقدر پایان نامه اش بدقلق شده و اذیتش میکنه. یادش بره که دوست پسری که انتخاب کرده، به دردش نمیخوره و خودشو سر کار گذاشته. یادش بره که پدرش کارمند بازنشسته دولته و باید مراقب مخارجش باشه. یادش بره که چقدر تنهاس...
کاری از دستم برنمیاد. فقط میتونم گاهی سنگ صبورش بشم و حرفاشو بشنوم. گاهی متلکی بهش بندازم. گاهی بخندونمش. گاهی پابپاش غصه بخورم. گاهی براش وقت بذارم. گاهی توی جمعامون دعوتش کنم. گاهی با اینکه دوس ندارم، خبرش کنم که بیا با هم بریم فلان جا. گاهی از دستش حرص بخورم و بهش بتوپم.
سربه سرش میذارم و دستش میندازم و میپرم وسط حرفاش و تیکه ای میندازم و میخندیم. بین خنده ها میگه: تو رو خوب میشناسم! این خنده های تو، منو آروم میکنه! اما فکر نکن که نمیفهمم چقدر درد توشونه. فکر نکن نمیدونم اونایی که خوب میخندن، خوب هم درد میکشن.
گاهی یاد این حرفش می افتم. بذار همه فکر کنن من علی بی غمم. فکر کنن من سرخوشم. فکر کنن شادتر از من پیدا نمیشه.
اما به خودم افتخار میکنم که هنوز اونقدر قوی هستم که به زندگی وا ندم. شاکرم که هنوز میتونم بهش بخندم و تموم سختیاشو به یه سمت باسنم حواله بدم. (همون وری که خال داره، حکم سپهسالار داره :))
شاید همین خنده های من، همین شوخیهام، همین سرزنده بودن ها(ی توخالی)م، نور امیدی باشه برای همه اونایی که دارن درد میکشن. شاید یادشون بیاد که باید خودتو سرپا نگه داری.
اگرچه من مسئول آدمای دیگه نیستم؛ اما شاید، باید توی این دنیای داغون به دیگرون یه کمک کوچولو رسوند.
بخوام و نخوام، ول شدم تو این زندگی! تو این دنیای سرگردون! قبول که زندگی توی اینجا سخته. اما تنها نیستم. همه  امون داریم سختی میکشیم. یکی کمتر، یکی بیشتر.
البته من هم گاهی میرم توی غار. من هم گاهی استُپ میکنم که غر بزنم. که خستگی در کنم. که با خودم خلوت کنم. که دوباره یاد خودم بندازم که:
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما، عدم ماست**



* پست "افسردگی من" جناب "شاد" این حرفا رو به ذهنم آورد. شاید بازم کلی گویی کردم. شاید منظورش رو درست نفهمیده باشم. اما برداشت من این بود.

** صائب تبریزی

روزانه (13)

 

ادامه نوشته

حاضری (3)

 

ادامه نوشته

حاضری (2)

 

ادامه نوشته

شرح ماوقع (15)

 

ادامه نوشته

توهمات یک پیشی

 

ادامه نوشته

خوش تیپها :)


ادامه نوشته