به ملاقات اومدم....

گاهی وقت ها مریض شو برو دیدن خودت، اون وقت می فهمی چقدر بی ملاحظه هستی!*

 

باید به زودی این کارو انجام بدم. واقعاً باید برم دیدن خودم، با یه دسته گل. یه کادو. یه چیزی که خوبم کنه. خوشحالم کنه. دارم به خودم ظلم می کنم و اگه یه روز برم عیادت خودم اون وقت واقعاً می فهمم که چقدر زیاد بی ملاحظه ام.

روحم ناسور شده از زندگی. یه مدت خوب بودم، دوباره داره حالم بد میشه. قبل از اون، باید یه تکونی به خودم بدم...................

 

* فرانی و زویی، جی.دی.سلینجر، نشر مرکز، یه جایی از داستان که دوتایی دارن یکی به دو می کنن. این کتابو دوست دارم.

داره می سوزه تنم....

یه جلسه یهویی بود درباره کمیته منابع انسانی و کمیته بازاریابی. مدیرعامل و رئیس خبیث و تعدادی دیگه از همکارا.....

نشستی روی زمین و تکیه دادی به مبل. منم توی حلقه تنت نشستم. نوازشم می کنی و با بوسه هات تنمو می پوشونی..........

چیز لقّ کمیته منابع انسانی و کمیته بازاریابی..........................

 

* طبق اخبار واصله، بدبخت شدیم. کم کار داریم، بازم کار جدید تعریف شد

روزانه (5)

 

ادامه نوشته

نوستالژیکم قُل قُل کرده....

لحظه وداعمون

اون روز تماشایی بود

تو سکوت هر دو

فریاد بی فردایی بود

آه سینه سوز تو

هق هق گریه های من

لحظه سرودن

سرود تنهایی بود

بغض راه نفسم رو بسته بود

بین ما پرده اشک نشسته بود

جمله هرگز فراموشم نکن

تو گلوم شکسته بود

راه گلومو بسته بود

...

هنوزم تا که هنوزه

بی منی و من باهاتم

توی جنگل، لب دریا

دنبال جای پاهاتم

توی این همه هیاهو

دنبال زنگ صداتم

هنوزم تا که هنوزه

عاشق خاطره هاتم

...

یادمه، خوب یادمه

واسه آخرین نگاه

واسه آخرین کلام

گریه فرصت نمی داد

واسه گفتن خداحافظ تو

اشک می ریخت و مهلت نمی داد

بغض راه نفسم رو بسته بود

بین ما پرده اشک نشسته بود

جمله هرگز فراموشم نکن

تو گلوم شکسته بود........

یکی از اون ترانه های نوستالژیکه که نمی دونم خواننده اش کیه! ولی ازش خوشم میاد.... همینجوری و بی هیچ علتی، یکی دو ساعتیه که توی مغزم دارم زمزمه اش می کنم..........

شلم شوربا!

 

ادامه نوشته

روزانه (4)

 

ادامه نوشته

کلاً............

 

ادامه نوشته

E.J.

 

ادامه نوشته

شب عاشقان بیدل...

بارون میاد... تنم داغ داغه. تنت داغ داغه. پر از عطشم. پر از دلهره. پر از شوق. پر از ناباوری....

بارون میاد... دیوونه امی. دیوونه اتم. سرخوش از این وصل. سرخوش از این شب. این شب بارونی...

بارون میاد... آرومم. آرومی. هیجان زده. خواب زده. بی دغدغه...

بارون میاد... صدای بارون. خواب. بیداری. بی تابی. عشق. خواب. صدای بارون. عشق. بی تابی. بیداری. صدای بارون. خواب. بی تابی. عشق. صدای بارون...

بارون میاد... زمزمه. نفس. بوسه. شب. بارون...

بارون میاد... لذت. سیر آفاق. شب. بارون...

بارون میاد... شب آرامش. شب دلنشین. شب رویایی. شب تکرارناپذیر. شب بارونی...

بارون میاد... شب شراب. شب مستی. شب دلدادگی. شب وصال. شب بارونی...

بارون میاد... بامداد خمار. صبح فراق. روز دوری. نم نم بارون...

بارون میاد... دلتنگی. لبخند. حسرت. بارون...

بارون میاد... بارون بهاری...

..........

تا کی دوباره دست دهد اینچنین وصال؟!

شرح ماوقع (7)

موفقیت و لذت بردن دو روی سکه بهای زندگی هستند و شما نمی توانید یکی را بدون دیگری داشته باشید. زندگی و تلاش یک طرفه، علتی است که باعث می شود بسیاری از افرادی که ما آنها را موفق می نامیم خوشحال نباشند و سطح کیفی زندگی شان از آنچه تصور می شود، پایین تر باشد.*

 

* تعادل کار و زندگی، از مجموعه کتابهای تجارت امروز، نشر ایران بان. پای زندگیم توی این مورد داره می لنگه، باید براش یه فکر درست حسابی کنم.

ادامه نوشته