به ملاقات اومدم....
گاهی وقت ها مریض شو برو دیدن خودت، اون وقت می فهمی چقدر بی ملاحظه هستی!*
باید به زودی این کارو انجام بدم. واقعاً باید برم دیدن خودم، با یه دسته گل. یه کادو. یه چیزی که خوبم کنه. خوشحالم کنه. دارم به خودم ظلم می کنم و اگه یه روز برم عیادت خودم اون وقت واقعاً می فهمم که چقدر زیاد بی ملاحظه ام.
روحم ناسور شده از زندگی. یه مدت خوب بودم، دوباره داره حالم بد میشه. قبل از اون، باید یه تکونی به خودم بدم...................
* فرانی و زویی، جی.دی.سلینجر، نشر مرکز، یه جایی از داستان که دوتایی دارن یکی به دو می کنن. این کتابو دوست دارم.
پُرَم از شهوت رفتن............