بلندای شب یلدا..........
بلندای شب یلدای من باش
همین حالا، همین حالای من باش
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۹/۳۰ ساعت 14:0 توسط هپّه
|
بلندای شب یلدای من باش
همین حالا، همین حالای من باش
می خواند و می نوشت:
من خواب نیستم!
خاموش اگر نشستم،
مرداب نیستم!
روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم،
روشن شود که آتشم و
آب نیستم.............!!!!
* اینو در جواب مهراد نوشتم. نمی دونم! شاید بی ربط باشه، اما این به ذهنم رسید.......
**از فریدون مشیری
باید اصلاحش کرد!
دوری، دوستی نمیاره!
دلتنگی میاره................
یا باران می بارد،
یا تو می روی!!!!!!
چگونه قطره قطره آب می شود؟!
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود؟!
نگاه کن
تمام هستی ام خراب می شود!!!!!!!