پایان دی 90
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۲۹ ساعت 15:1 توسط هپّه
|
+ بعد از یک ساعت کشتی گرفتن:
- تو رو نمیدونم؟!
یعنی ازت توقعی ندارم!
اما من،
هر کاری میکنم،
ازت سیر نمیشم!
- خیلی بی انصافی اگه فکر میکنی این حس یه طرفه اس!
+ بوسه عمیق
سیاه چشمِ دو ابروکمانِ خنجرفام
تو را به سرو روان اَر شباهت است، مرا
شباهت است به برگِ نزار ِ پرآلام
تو آن گُلی که سحر خنده میزند بر صبح
من آن گِلم که لگد میخورد همی تا شام
تو آن پری رخ ِ زیبافسانه در شهری
من آن جنونی ِ گمره فسانه در اقوام
تو نازنین به عملهای مستحب معروف
من ِ گُجَسته به اعمال فعلهای حرام
چنین که خوب تویی من تو را چه کار آیم
نگار من به من از من چه میدهی پیغام
دل من است همیشه شکسته بسته تو
هلا نگار ِ بلندین قدِ سپیداندام
*هلا: کلمة تنبیه و
ندا که برای آگاهانیدن به کار می رود.
** گجسته: خبیث، ملعون. گجستک هم گفته می شود.
*** از: محمدرضا همتی