دریا صبور و سنگین،

می خواند و می نوشت:

من خواب نیستم!

خاموش اگر نشستم،

مرداب نیستم!

روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم،

روشن شود که آتشم و

آب نیستم.............!!!!

* اینو در جواب مهراد نوشتم. نمی دونم! شاید بی ربط باشه، اما این به ذهنم رسید.......

**از فریدون مشیری