نه تو می مانی و نه اندوه

و نه هیچیک از مردم این آبادی....

به حباب نگران لب یک رود قسم!

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد.

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند....

لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود،

جامه اندوه مپوشان

هرگز!*


صبح خیلی خیلی قشنگ اول آذرتون بخیر!

امروز ِ آفتابی، ترافیک سنگینتر از دیروز ِ بارونی بود. از اون هواهاس که آدم نمیتونه یه جا آروم بشینه و باید بزنه بیرون. کلی بهونه برای غرغر کردن دارم، ولی حیفم میاد امروز رو خراب کنم. خوش باشین...


* یه ایمیل بود. نوشته بود از سهرابه. راست و دروغش پای اون.