زنگ تفریح (3)
تو ای بلای دل من!
بلندبالایم!
ای برازنده!
تو،
بلندتر از سروها و افراها!
ای بر تمام ِ بلندان ِ باغ،بالنده!
بر این اسیر ِ به غربت،
گذر توانی کرد...
بر این کویرنشین،
بر این محروم ِ ز مهر ِ تو؛
ز مهر،
تو،
نظر توانی کرد...
* یادم نیست از کیه؟!
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۱۱/۱۱ ساعت 12:39 توسط هپّه
|
پُرَم از شهوت رفتن............