موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید. به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد. همه گفتند: تله موش مشکل توست، به ما ربط ندارد!

ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید. از مرغ برایش سوپ درست کردند؛ گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند؛ گاو را برای مراسم ترحیم کشتند...

و در این مدت، موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت، فکر می کرد.

پ.ن.۱: با اینکه روز اول هفته اس، اصلاً حس کار کردن ندارم......

پ.ن.۲: هواشناسی می فرماید سرما در راه است. برف شده جزء خاطرات بچگیمون.......

فعلاً...........