عدالت
دولتی که بر پایه غلبه جویی و عصبیت سازمان یافته باشد، در آغاز با مردم خوش رفتاری و فروتنی خواهد کرد. نیازمندی های دولت در آغاز، اندک و زندگی فرمانروایان در نهایت سادگی است و به همین دلیل، درآمدهای دولت با هزینه های آن برابری می کند. بدین سان، خراج کمتری از مردم گرفته خواهد شد و همین امر، زمینه مساعدی برای کوشش و فعالیت مردم فراهم خواهد کرد، زیرا در نتیجه اندک بودن "باج و مقدار خراج" وضع معیشتی بهبود خواهد یافت و بر عمران و آبادانی افزوده خواهد شد. اما آنگاه که دولت استقرار یافت، در نزد فرمانروایان، سادگی نخستین و شیوه های بادیه نشینی از میان خواهد رفت و اولیای دولت، به تدریج، به خودنمایی و تجمل خواهی و زیاده خواهی روی خواهند آورد. در مرحله شهرنشینی هزینه های فرمانروا و درباریان بیشتر و بر میزان بذل و بخشش ها افزوده می شود. از سویی، به شمار لشکریان افزوده می شود و از سوی دیگر، مستمری لشکریان و نگهبانان به علت همگانی شدن ناخشنودی در میان مردم افزایش می یابد. در این صورت، عاملان دولت به ناچار، خراج ستانی از پیشه وران، دهقانان و بازرگانان را تشدید خواهند کرد: "زیرا عادت تجمل خواهی دولت نیز به همان نسبت، روز به روز، تازه می شود و به سبب آن، نیازمندی ها و مخارج آنان فزونی می یابد تا به مرحله ای می رسد که خراج ها و عوارض مالیاتی رعایا را سنگین بار می کند و برای آنان کمرشکن می شود".
آنگاه که خراج ستانی از حد اعتدال خارج شد، اشتیاق به آبادانی از میان مردم رخت برمی بندد و روند بهبود وضع معیشتی دستخوش رکود می شود و بدین سان، درآمدهای دولت نیز رو به کاهش می گذارد. اما به علت کاهش فعالیت، این خراج ستانی جدید نیز کارساز واقع نمی شود و در این صورت کار به جایی می رسد که "سرانجام، آبادانی و اجتماع در سراشیبی سقوط فرو می افتد. زیرا امید مردم به تولید ثروت و آبادانی قطع می شود".
........
"چنانکه تجاوز، بسیار و عمومی باشد و به همه راه های کسب و معاش سرایت کند، آن وقت، مردم به علت نومیدی از پیشه کردن انواع حرفه ها و وسایل کسب روزی، دست از کلیه پیشه ها و هنرها برخواهند داشت".
آبادانی و فراوانی و رونق اقتصادی در پرتو کار و کوشش و ابتکارهای مردم به دست می آید و حال آنکه اگر مردم نتوانند در راه معاش خود تلاش کنند، به ناچار به سرزمین هایی رو می کنند که در پرتو عادلانه بودن روابط دولت با مردم، بازار رونقی دارد. بدین سان، در اثر مهاجرت، جمعیت شهرها کاهش می یابد و شهرستان ها ویران و مردم پریشان احوال می شوند.
.......
"مقصود این است که پدید آمدن ویرانی و نقصان در اجتماع به ستمگری و تجاوز از واقعیات اجتناب ناپذیر است و فرجام ناسازگار آن به دولت ها باز می گردد و نباید گمان کرد که ستمگری، چنانکه مشهود است، تنها عبارت از گرفتن ثروت یا ملکی از دست مالک آن، بدون عوض و سبب است؛ بلکه ستمگری مفهومی کلی تر از این دارد و هرکس ثروت یا ملک دیگری را از چنگ او برباید یا او را به بیگاری گیرد یا به ناحق از وی چیزی بخواهد و یا او را به ادای تکلیف و حقی مجبور کند که شرع آن را واجب نکرده، چنین کسی ستمگر است. بنابراین، خراج ستانی که به ناحق خراج می گیرد و آنان که به عنوان خراج به غارت رعیت می پردازند و کسانی که مردم را از حقوقشان باز می دارند و کلیه غاصبان املاک به هر نحوی که باشند، همه اینها ستمگران اند و فرجام بد همه اینها به دولت باز می گردد. زیرا اجتماع و عمران، که به منزله ماده دولت به شمار می رود، ویران می شود و چه آرزوها از مردم رخت برمی بندد".
......
ابن خلدون؛ مقدمه؛ نظریه عدالت
پُرَم از شهوت رفتن............