اندر حکایت بی کسی...
من از آن سـوی تـــــو آیم
که به جز تــــو کس ندارم
تـــــــــو از آن ز من گریزی
که چــو من هـــــزار داری
من اگـــــــر وفا نمایـــــــم
همه عمر کارم این است
تــــــو جفا و جور می کن
به وفـــــا چه کار داری؟؟!
۱- نمی دونم از کیه؟؟!
۲- جهت رفع هرگونه سوءتفاهم عرض کنم که شرح حال نیست. یه آشنای قدیمی برام اس فرستاده...
۳- خوبم، مرسی. شما چطوری؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۲/۰۶ ساعت 14:50 توسط هپّه
|
پُرَم از شهوت رفتن............